موضوع عرفان های کاذب و نوظهور در دوره معاصر مبحثی است که در بسیاری از مجامع داخل و خارج کشور ما محل گفتمان و تحلیل گوناگون قرار می گیرد و با کمال تأسف به دلیل ظواهر فریبنده بعضی از مطالب بیان شده عرفان های کاذب هوادارانی نیز حتی به صورت افراطی پیدا کرده اند و یا لااقل بعضی ها به جهت دیده شدن و تغییر موقعیت خود با دیگران گرایش هائی پبدا کرده اند گر چه از عواقب واقعی کار غافلند بر همین اساس لازم دیدم یک نگاه مختصر و کلی به موضوع مذکور داشته باشم تا جهت ادای تکلیف تبلیغی و رسالت سازمانی خود قدمی بردارم.

 از جمله اصطلاحات جدید در مبحث جامعه شناسی دین اصطلاح جنبش های نوپدید دینی و عرفان های نوظهور است ،گفته می شود که عنوان جنبش های مذکور برای نخستین بار در آمریکا بر جریاناتی اطلاق شد که در نتیجه جنگ ویتنام و در پی جنبش های دانشجوئی شکل گرفت و اصطلاحاتی همچون ادیان سکولار و ادیان خود ساخته بر چنین جریاناتی اطلاق و عنوان شد.

جریانات نوپدید مکتبی و به عبارت دیگر عرفا های جدید مطروحه امروزه به گونه ای شگرف و غیر قابل کنترل در حال تولید و تکثیر هستند به نحوی که هرروز فرقه ای جدید و جریانی تازه اعلام موجودیت می کند و افرادی را گرد خود جمع و با نگرش نو دستورات تازه ای صادر و اعمال ویژه ای را تعلیم می دهند البته باید گفت که طبق چه معیار و شاخصه ای این جنبش ها و دسته بندی ها نام دینی و مکتبی به خود می گیرند جواب روشن و تعریف مورد اتفاقی وجود ندارد.

آمار فرقه های نوپدید:

تاکنون آمار دقیق و صد در صد معینی از فرقه های دینی و غیر دینی نوظهور عرضه نشده است علت آن هم به خوبی روشن است چون یک کار میدانی عام و گسترده بین المللی و فراگیر که تمام ملل و کشورها و شهرها و روستاها را شامل شود انجام نگرفته و این کار به سهولت هم انجام شدنی نیست.

معذالک آمارهای کلی و حداقلی بیان شده در کتب و سایت ها بیانگر آن است که بیش از 2000 فرقه جدید فقط در اروپا وجود دارد و گفته می شود که حدود 1000 فرقه در آمریکا پذیرفته شده و فعالیت دارند و به یقین در سطح کشورهای آفریقایی و آسیائی نیز فرقه های دینی و غیر دینی فراوانی عرضه اندام می کنند البته ناگفته پیداست که کشور عزیزمان جمهوری اسلامی ایران نیز مصون از حضور فرقه های نوپدید معنوی و دینی نیست لیکن به جهت پایبندی عموم مردم ما به تعلیمات دینی و شریعت  اسلامی و با عنایت به قوت آموزه های دینی فرقه های مذکور مقبولیت چندانی نیافته اند گر چه کم نیستند مجامعی که آثار مشاهده شده از رفتار و منش آنها حکایت از اثرپذیری دارد.

امروزه در بعضی از مقالات و بیانات عبارت «عرفان های بدلی»در کشور ما مطرح می شود که نشانگر رصد دقیق فضای فرهنگی و دینی است بدین معنی که مؤلفین و محققین زیادی در این زمینه ها فعالیت کردند و برای مقابله با این تهاجم مبنائی که کار مسمومیت فضای دینی را دنبال می کنند اقداماتی صورت گرفته تا خطر جایگرینی کالای بدلی و کاذب معنوی را گوشزد کنند بدین لحاظ عبارت عرفان های بدلی مورد استفاده قرار گرفته که مطلب درستی نیز هست و با سادگی بیان عرفان بدلی می توان مخاطب را متوجه ساخت که محصول عرضه شده در بازار معنویت با اسامی گوناگون نوپدید نمی تواند کالای مطلوب معنوی و اقناع کننده فطرت بشری باشد گر چه این را نیز باید گفت که صاحبان اندیشه ناب محمدی(ص)و علوی هم باید تلاش کنند عرفان واقعی رساننده بشر به کمال مطلق را که از آیات قرآنی و روایات اهل بیت علیهم السلام دریافت می دارند به زبان ساده و روش مطلوب و ابزار جدید به مخاطبان خود برسانند تا نسل امروزی ذائقه اش آشنا به سلوک الی الله باشد و از پذیرش عرفان های کاذب سرباز زند.

علل رویش عرفان های کاذب:

یک سئوال جامع و کلی در خصوص چرائی رویش و ازدیاد عرفان های کاذب وجود دارد گه چرا و چگونه عرفان های کاذب پدید آمده و تکثیر شده اند علت اصلی بروز و ظهور فرقه ها و عرفان های کاذب و بدلی چیست؟

در پاسخ باید گفت که دلایل کوچک و بزرگ فراوان اجتماعی و سیاسی باعث به وجود آمدن عرفان ها و فرقه های بدلی گشته اند لیکن یک علت اصلی مشترک و فراگیر بیشترین تأثیر را در ایجاد گروه های مذکور داشته است.

قبل از ذکر علت و انگیزه اصلی ضروری است که بگوییم بشر در ساختار وجودی خود با دارا بودن روح و روان و فطرت عام و فرامحلی و منطقه ای خویش نیازمند آرامش و اقناع ذاتی و دورنی و معنوی است یعنی تلاطم و کشمکش های درونی وجود انسان ضرورتا باید به تعادل روحی و روانی برسد در غیر این صورت زندگی را تلخ و غیرممکن می سازد و از طرفی دوره های فعلی زندگی انسانی و عصر ماشینی اختلالاتی را عارض کرده است که در پاره ای مواقع بعضی افراد را دچار بحران های روحی و یا حداقل استرس و پریشانی فکری کرده است و متأسفانه موارد این گونه مباحث در حال گسترش و ازدیاد تنش های سطی و عدم تعادل است این موضوع غیر قابل انکار بوده و مشهود همگان است در نتیجه در پاسخ به سئوال فوق الذکر باید گفت علت اصلی پیدایش بسیاری از جنبش ها و فرقه های نوظهور و عرفان های بدلی بحران های روحی و اختلالات روانی و عوارض روحی ناشی از شرایط زندگی فعلی بشری و ناملایمات به وجود آمده روانی در بخش های درونی انسان هاست به عبارت دیگر بستر رویش بسیاری از فرقه ها و عرفان های نوظهور اختلال روانی و بحران های روحی افراد است که خواستند به مدد مسلک های جعل شده از آن بحران ها خارج شوند و راه برون رفتی از اختلالات و استرس ها و عوارض روحی و روانی پیدا کند.

البته دلایل سیاسی پشت صحنه استکباری نیز در گسترش این فرقه ها بی تأثیر نیست کما اینکه مقابله و تهاجم به عرفان های اصیل خاصه آنچه که در اسلام مطرح است نیز انگیزه دیگری برای به وجود آوردن عرفان های کاذب است و قطعا می توان گفت ایجاد اختلاف در مکاتب دینی و تشکیک در مبانی اعتقادی و اخلاقی و عرفانی دلایل دیگر ایجاد گروه های نو پدید هستند.

برای اثبات ادعای بیان شده در علت اصلی پیدایش عرفان های بدلی توجه به موارد ذیل الذکر کافی است:

 الف- بعضی از محققین برجسته جنبش های معنوی نو پدید از جمله ،استارک و بین بریج ،سردمداران مکاتب معنوی جدید را افرادی دارای استعداد ویژه و نبوغ می دانند که توانسته اند تجربه شخصی خویش و داستان نجات خود را تحت ضابطه درآورند و به صورت یک مکتب آن را عرضه کنند.

این محققین می گویند که پدید آوردندگان فرقه در بسیاری از موارد دوره ای از بیماری را پشت سر می گذارند و در آن دوره نوآوری هائی دارند که می توانند جبران کننده ها و افکار مذهبی نوینی را ایجاد کنند و بعد از بهبود و طی دوره بیماری قادرند افکاری را که در دوره بیماری به دست آوردند به گوش دیگران برسانند و آن را به صورت یک سازمان نو پدید تجسم بخشند (به نقل از جامعه شناسی دین ترجمه محسن تلاش صحفه 354)

ب-بررسی های میدانی در غرب حاکی از آن است که فشارهای شکننده زندگی ماشینی از یک طرف و عدم دسترسی به معنویت ناب و عرفان های حقیقی و عدم اقناع فطرت پاک از طرف دیگر در شکل گیری عرفان های نو پدید سهم جدی دارد تا حدی که گفته می شود عوامل ضد فرهنگی از قبیل بهم ریختگی و تلخی روابط شخصی ،اعتیاد به مواد مخدر ،بیماری های روانی ،انزوا و بی اعتمادی اجتماعی ،متلاشی شدن خانواده ها در کشورهای اروپائی و آمریکائی  به ویژه ایالات متحده آمریکا چنان بستری را فراهم آورده است که فرقه های نو پدید بیشترین بهره برداری را کرده همان مباحث را به زبان تازه ای برگرداندند و از بحران های ارزش ها در جوامع صنعتی به سود خویش لستفاده کردند گروه ها و فرقه ها و معنویت های جدید و عرفان های بدلی را سامان دادند ،شاهد ماجرا ظهور و پیدایش فوق العاده زیاد جنبش های نوظهور در اروپا و آمریکاست که قارچ گونه روییده می شوند و رواج تازه می گیرند.

ج- بعضی شخصیت های محوری جنبش های نوظهور در نوشته های خویش از بحران هائی که دچار آن بودند و شکست ها و ناکامیهائی که داشتند و دوره هائی از بیماری را که پشت سرگذاشتند و حتی ازدواج های نا موفق و طلاق های انجام شده را یاد می کنند، این گونه مباحث مطروحه سند گویائی بر مدعای ماست که می گوئیم علت اصلی پیدایش فرقه های نوظهور بحران های موجود روحی و آسیب های روانی اجتماعی و فردی چهره های شاخص فرقه ها و عرفان های بدلی است.

نمونه موارد یاد شده خانم دبی فورد، در مبحث اعتیاد و جدائی از والدینش و به هم ریختن کانون خانواده پدری و پائولوکوئیلو در موضوع اعتیادش به مواد مخدر در جوانی و سابقه بستریش در تیمارستان و تحمل شوک برقی و ازدواج ناموفق و دکتر وین دایر که کتابش پرفروش ترین کتاب سال آمریکا هم بود در موضوع سابقه اعتیادش و پدر معتاد و الکی خود و محرومیت از محبت خانوادگی و جدائی مادرش و نیل دونالدوالش در مبحث اعمال ناشایست رفتاری و زندگی پر از شادی و شکست های متعدد و خانم لوئیزهی در موضوع زندگانی تلخ خود و اختلاف خانوادگی پدر و مادرش و ازدواج مجدد مادرش و تجاوز همسایه به او و بی بهره بودن از احساس ارزش در جوانی و فساد اخلاقی خود و بسیاری دیگر از چهره هاست که گویای این حقیقت است که ریشه اصلی فرقه ها و عرفان ها و جنبش های نوپدید مباحث یاد شده است که برای فریب خود و دیگران یا لااقل برای تسکین و جبران خسارات روحی وارده برخود و دیگران اقدام به ایجاد عرفان های بدلی نموده اند.

هدف کلان و نگاه دور:

عالی ترین انگیزه و بلندترین نگاه در جنبش های معنوی نوظهور نجات بشر از مشکلات و رسانیدن آنان به سعادت دنیا و آخرت و در یک جمله بداد فطرت حقیقت خواه بشر رسیدن نیست به عبارت دیگر عرفان های بدلی نمی توانند همانند ادیان و عرفان های حقیقی خدا طلب و کمال جو ، انسان را به سوی کمال مطلق الهی و بی انتها هدایت کنند و موجب نجات بشر از بدبختی ها و اختلالات بشوند و فطرت پاک انسانی را پویا کنند و در واقع نمی توانند موجب تزکیه نفوس و تعالی کمال و درجات انسانی گردند و انسان خاکی خدائی را به معراج برسانند بلکه آمده اند بشر خسته و وامانده در بحران های روحی و روانی را موقتا آرام کنند و تسکینی کاذب ببخشد و او را در مسیر تمدن مدرن و رها شده امروزی پذیراگر فرهنگ تحمیلی ماشینی نمایند و به عبارت دیگر انسان دور شده از حقایق و پیوند خورده با مشکلات را با وضع موجود سازگار نمایند و آرامش نسبی به وجود آورند و بگذرانند.

دالائی لاما در جواب این سئوال که بزرگترین آرزویتان چیست؟پاسخ داد «خوراکی خوش و خوابی راحت»(زندگی در راهی بهتر صحفه 155)

این پاسخ فریبنده کجا و کمال مطلق بشری کجا؟!

این سخن زندگی حیوانی کجا و پیمودن قله های عرفانی و فطرت و ظرفیت انسانی کجا؟!

او در جایی دیگر گفته است که «امکان دارد که کسی با پذیرش خدا آرامش یابد و دیگری با انکار خدا پس هر کسی باید به دنبال داروی مناسب خود باشد».

بدون هیچ گونه تحلیلی واضح است که هدف ، تعالی انسانی و عرفان و معرفت واقعی نیست هدف، گذران دوره های بحران است این مطلب که عرفان نیست بیان معنویت کاذب است و بس.

آرامش ذهن:

یکی از اهداف و انگیزه جنبش های نوظهور (البته بعضی پررنگ تر و بعضی کم رنگ تر)ایجاد آرامش ذهن در افراد است ،در واقع کاهش آسیب های روحی و روانی و آزاد کردن ذهن از خلجانات و تشویش ها به عبارت ساده تر دوری از استرس ها و نگرانی های ذهنی یکی از موضوعات مهم برای عرفان های بدلی است لذا نوعی دستورات و نسخه هائی برای تمرکز حواس و حتی بعضی ریاضت ها را پیشنهاد می دهند و ممکن است از جانب برخی فرقه ها تأکید بر بی خیالی و آزادی مطلق و بی قید و بندی سفارش شود همه اینها یک هدف را دنبال می کنند و می خواهند ذهن را از درگیری ها آزاد نمایند و نوعی راحتی و آرامش ایجاد کنند چه آنها که می گویند «به جای آن که بر ضد تروریسم و جنگ ابراز انزجار کنید طرفدار صلح باشید»و چه آنها که می گویند به فکر «خوراک خوش و خواب راحت باشید »و چه آنها که می گویند «هر چه به فکرت می رسد انجام بده و نگران عواقب آن نباش» و چه آنها که می گویند« صبح و ظهروشب تمرین سکوت کن و تمرکز نما» همه می خواهند مقداری از آلام بکاهند و انسان ها رااز درگیری های ذهنی خارج نمایند اینها معرفت افزائی و کمال جویی و عرفان نیست بلکه یکسری مباحث برای رفع کسالت و خستگی است و در واقع نوعی تطبیق انسان با شرایط زندگی مدرن و صنعتی است که ضرورتا بشر مبتلا به آنها گردیده است.

تناقضات در عرفان های کاذب:

در عرفان های نوظهور عموما دین و شریعت جایگاهی ندارد بدین معنی که همگان چه صراحتا و چه عملا در برنامه های خویش جایی برای احکام الهی و شریعت باز نکرده اند و چه بسا منکر آن هم می شوند لیکن تمام عرفان های کاذب به یک تعارض جدی در همین رابطه مبتلا گردیده اند بدین صورت که از یک طرف احکام عبادی و مناسک و عبادات رایج در ادیان الهی را که آداب ویژه و ارزشی دارند محکوم می کنند و با آنها مبارزه می نمایند ولی از طرف دیگر خود عبادت ها و مناسک و آداب خاص خویش را به پیروان خود آموزش می دهند چنانچه که در مکتب اکنکار عبادات اسلامی محکوم می شود ولی عملی به نام روزه روز جمعه لازم دانسته شده به کیفیتی که فرد در خانه بنشیند ذهن خود را بر استاد زنده آک متمرکز کند و فقط به فکر او باشد یا در مرام اشو مراقبه های ویژه تبلیغ می شود تا حدی که یک دوره 12 جلدی مراقبه برای 12 ماه مریدان تألیف شده است و برای هر روز افراد یک برنامه انس و مراقبه و مدیتیشن تنظیم شده است.

عرفان های نوظهور از یک طرف با مسجد و حسینیه و معبد و کلیسا ستیز می کنند و از طرفی خود اماکنی مقدس طراحی می کنند همچون کمون بین المللی اشو ،آشیانه صلح برین سای بابا،معبد زرین آک در آمریکا برای پیروان اکنکار و بسیاری از موارد دیگر.

عرفان های کاذب از یک طرف چهره های مقدس و مبارک پیامبران الهی را مسخره می گیرند و در عوض از ناحیه دیگر خودشان عارف نماهای عصر مدرن را جایگزین می کنند،آنها به جای منجی موعود افراد جادوگر و جن گیر و مرتاض را معرفی می نمایند ،پائولوکوئیلو که آثارش به زبان های زنده دنیا ترجمه می شود دو کتاب مستقل در موضوع جادوگری دارد (بریدا و والکیری ها)و کتابی در موضوع روسپیگری دارد که افول معنویت کاذب را نشان می دهد.

با ذکر نمونه های یادشده خواستیم مخاطبین را به این نکته توجه داده باشیم که دوگانگی گفتار و رفتار مؤسسین و پیروان مکاتب و عرفان های نوظهور و تناقض ایجاد شده در آنها بهترین گواه بر پوکی و بطلان و غیرواقعی بودن و کاذب بودن آنهاست ،فریب چنین دامهای قشنگ و طلائی را نخورند.

ریاضت مشروع: 

در بخش پایانی این نوشتار مصلحت را چنین دیدم که نگاه مختصر و محدودی به مبحث ریاضت مشروع و آثار آن داشته باشم تا در سایه سار الطاف الهی توفیقاتی رفیق راه گردد.

توجه به این نکته ضروری است که در عرفان های نوپدید از ریاضت ، استفاده ابزاری می گردد تا به قدرت های ماورایی و انرژی کیهانی برسند لیکن در عرفان اصیل و سلوک در صراط مستقیم الهی ریاضت نفس، در جهت تعدیل قوای نفسانی و هدایت غریزه در سیر فطرت با هدف تعالی وجود مطرح می شود علیهذا خوب است به مفهوم و آثار ریاضت نگاهی هرچند محدود در ذیل چند بحث داشته باشم:

1- معنای ریاضت چیست؟

گفته شده است که «ریاضت برای سالکان الهی آن است که نفس سرکش خود را رام کنند تا به طرف بهیمیت و سبعیت و یا شیطنت حرکت نکنند (تفسیر موضوعی قرآن مجید آیت الله جوادی آملی جلد 11 صحفه 188)

کما اینکه بیان شد که «الریاضةتمرین النفس علی قبول الصدق»(فصلنامه مطالعات معنوی 5-4 صحفه 96)

از مرحوم عبدالرزاق کاشانی در کتاب اصطلاحات الصوفیه نقل شده است که فرمودند ،ریاضت رها کردن لذت های نفس و اکتفا بر حقوق واجب آن با تمرین دادن اعضا و جوارح بر موافقت احکام شریعت و مخالفت خواسته های طبیعت است بنابراین از مجموع تعاریف ذکر شده چنین به دست می آید که هدف از ریاضت با تمرین دادن نفس، تربیت و توانمندسازی آن در کسب فضایل و اجتناب از رذایل و تقرب به ولایت الهیه و نیل به رضوان الهی است.

چه زیباست که در این بخش توجهی به روایتی بدون شرح و ترجمه که حاوی پرسش و پاسخ مردی به نام مجاشع از رسول اکرم (ص)است نمائیم.

مجاشع وارد بر پیامبر اکرم(ص)شد و عرض کرد یا رسول الله(ص)کیف الطریق الی معرفةالحق فقال معرفةالنفس فقال یا رسول الله فکیف الطریق الی موافقه الحق قال مخالفةالنفس فقال یا رسول الله فکیف الطریق الی رضاءالحق قال سخط النفس فقال یا رسول الله فکیف الطریق الی وصل الحق قال هجرةالنفس فقال یا رسول الله فکیف الطریق الی ذکرالحق قال نسیان النفس فقال یا رسول الله فکیف الطریق الی قرب الحق قال التباعد من النفس فقال یا رسول الله فکیف الطریق الی انس الحق قال الوحشةمن النفس فقال یا رسول الله فکیف الطریق الی ذلک قال الاستغاثه بالحق علی النفس .

2-ویژگی ریاضت مشروع چیست ؟

در پاسخ به این پرسش بیان شد که ریاضت در سیرو سلوک اخلاقی و عرفانی سه ویژگی دارد.

الف-معقول باشد

ب-مشروع باشد

ج-متعادل  باشد

همه این ویژگی ها بدان جهت است تا سالک گرفتار افراط و تفریط نشود و در تادیب نفس موفق گردد و البته باید توجه داشت که ساحت ریاضت گسترده است اعم از ریاضت در دل و ریاضت در جسم و همه آنها دست یافتنی است و موجب می شود که سالک، نفس خویش را تحت سلطه قوه عقلیه درآورد و در پرتو وحی کشور وجود خویش را مدیریت کند و با این دیدگاه که رسول اکرم(ص)فرمودند «اعدی عدوک نفسک التی بین جنبیک »با مجاهدت ها و تمرین های گوناگون در میدان تضادها به کیفیتی زندگی کند که با بهره مندی از قوای نفسانی پله های کمال را طی کند و به قله لقاءو وصل برسد.

3-هدف نهائی از ریاضت چیست؟

یکی از بحث ها در عرفان اصیل و ریاضت مشروع دستیابی به اهداف این کار است زیرا ریاضت خود هدف نهایی نیست و به عبارت دیگر موضوعیت ندارد بلکه طریقیت دارد بنابراین هدف نهائی و کمال مطلوب نقطه اصلی است بدین جهت است که باید پرسید که هدف چیست ؟ - در پاسخ از اهل سلوک و علماءفن پاسخ های گوناگونی شنیده می شود از آن جمله جناب شیخ الرئیس ابوعلی سینا اهداف ریاضت را چنین ترسیم می نمایند.

الف-دور سازی موانع کمال که در اصطلاح به آن تزکیه و تخلیه می گویند(مانع زدائی)

ب-مطیع سازی و تسلیم نمودن جنبه های سفلی نفس اماره نسبت به جنبه های علوی و عقلی که نفس مطمئنه است

ج-لطیف سازی روح جهت آماده شدن برای قبول انوار و تجلیات الهی و وصول به کمال حقیقی

قابل ذکر آن که عرفا برای هر مرحله از اهداف طرق خاصی ذکر نموده اند که اینک موقعیت تشریح آنها وجود دارد .

آنچه که ضرورت است توجه کلی و نگاه مختصر به راه وصول به حقیقت و نورانیت الهی است که در طریقت انبیاءو شریعت الهی بدان پرداخته می شود و عرفان های اصیل معرفی شده از ناحیه وحی توسط انبیاءالهی و حضرات ائمه معصومین علیهم السلام و علماءعارف با همه ضوابط و حدود مشروعیه الهیه ذکر می گردد.

امید است سالکان حقیقی و راهیان طریق هدی و معنویت گرا با درک صحیح از عرفان های الهی به ویژه عرفان و سلوک و معرفت مذکور در دین مبین اسلام و انجام تکالیف واجبه و اجرای فرامین الهی از طریق ریاضت های مشروع و سعادت آفرین به آرمان و اهداف عالی انسانی دست یافته و با کسب فیوضات به نورانیت واقعی برسند و دیگران را نیز با بهره مندی از انوار قرآنی و سنت های نبوی و علوی به هدایت واقعی برسانند.

نویسنده:صفر قربان پور مدیر کل تبلیغات اسلامی استان مرکزی

آمار بازدیدها

بازدید های امروز 190

بازدید های دیروز 607

بازدید های این هفته 4521

بازدید های این ماه 10646

مجموع بازدید ها 1052799