چکیده

آيات فراواني در قرآن كريم مشاهده مي‌شود كه مسلمانان را به امر به معروف و نهي از منكر دعوت مي‌نمايد. گرچه آيات وارده درباره‌ي اين موضوع فراوان است اما با اندكي درنگ در آيات شريفه متوجه مي‌شويم كه خداوند تعالي در تشريع و بيان اين امر روش خاصي دارد.

به طور كلي سه محور در نحوه‌ي بيان و تشريع اين فريضه در قرآن كريم به چشم مي‌خورد:

محور اول: اشاره و ترغيب مخاطب به امر به معروف و نهي از منكر؛ محور دوم: هشدار و تنبيه مخاطب نسبت به عقوبت ترك اين فريضه؛ محور سوم: الزام مكلفين به آن و محور چهارم: قرار دادن وصف لازم براي اين عمل.

شايد وجود چنين سلسله مراتبي در تشريع امر به معروف و نهي از منكر، اهميت و جايگاه آن و مهم‌تر از همه صعوبت و دشواري انجام آن باشد؛ لذا ابتدا خداوند عالم انسان‌ها را آماده‌ي قبول آن نموده و سپس آن را بر مكلفين واجب نموده است.

با مراجعه به ديدگاه‌هاي مفسرين پيرامون آيات ناظر به امر به معروف و نهي از منكر مشاهده مي‌كنيم كه درباره‌ي وجوب عيني و كفايي بودن اين فريضه بين مفسرين اختلاف‌نظر وجود دارد؛ اما اين مسأله از اهميت آن نمي‌كاهد، زيرا ما چه قائل به وجوب عيني آن باشيم و چه وجوب كفايي، اين فريضه بر همه‌ي امت واجب بوده و طبق مفاد آيات شريفه همواره بايد گروهي از ميان جامعه‌ي اسلامي كه واجد شرايط خاص و مجهز به ويژگي‌هاي معيني بوده نسبت به انجام اين وظيفه‌ي خطير قيام نمايند.

هم‌چنين اخبار و روايات فراواني در منابع روايي وجود دارد كه شامل تأكيدات شديد و عبارات صريح در اين‌باره است. با بررسي روايات مي‌توان اخبار وارده را در خصوص موضوع امر به معروف و نهي از منكر به سه دسته تقسيم نمود:

دسته‌ي اول: اخباري كه دلالت بر اصل وجوب امر به معروف و نهي از منكر به شكل مؤكد دارند؛ دسته‌ي دوم: اخباري كه دلالت بر اهميت اين فريضه نسبت به ديگر فرايض الهي دارند و دسته‌ي سوم: اخباري كه شامل تحذير ترك و بيان عواقب ترك اين فريضه مي‌باشند.

کلیدواژهها: قرآن،سنت ،امربهمعروف،نهیازمنکر،تربیتاجتماعی.

امربهمعروفونهيازمنکرازمنظردينوشرايطاقامهآن

-1 مقدمه

امر به معروف يعني برانگيختن و فرمان دادن به چيزي كه نزد عقل يا شرع و يا هر دو مطلوب و پسنديده باشد و نهي از منكر يعني منع و بازداشتن از آن‌چه كه نزد عقل يا شرع و يا هر دو بد و ناپسند شمرده شده باشد.طبق نظر برخي منكر در شريعت تنها بر معاصي و گناهان اطلاق مي‌گردد و حال آن‌كه برخي ديگر عقيده دارند كه منكر اعم از محرمات و مكروهات است؛ در هر حال «امر به معروف و نهي از منكر» يك فريضه‌ي الهي محسوب مي‌شود.تمام انبياي الهي با هدف اصلاح جامعه‌ي بشري مبعوث شده‌اند و مؤثرترين ابزار براي رسيدن به اين هدف «امر به معروف و نهي از منكر» است. بنابراين پيشينه‌ي آن نه فقط به صدر اسلام بلكه فراتر از آن يعني از زمان بعثت اولين پيامبر الهي بر مي‌گردد. اما اگر بخواهيم تاريخچه‌ي «امر به معروف و نهي از منكر» را در جوامع اسلامي بررسي كنيم، مي‌بينيم كه از صدر اسلام پيامبر گرامي(ص) و اصحاب ايشان و هم‌چنين پيشوايان معصوم(ع) از امر به معروف و نهي از منكر در جهت پاسداري از اصول مكتب به عنوان مؤثرترين ابزار و نيز يك تكليف الهي بهره گرفته‌اند؛ مسلمانان نيز آن را وظيفه‌ي الهي خود دانسته و به اجراي اين فريضه‌ي بزرگ پاي‌بند بوده و اهميت خاصي براي آن قائل بوده‌اند. اين كار به صورت يك جريان عمومي و بدون تشكيلات و ضوابط تشكيلاتي انجام مي‌گرفت تا اين‌كه در قرن سوم و چهارم هجري تشكيلات ويژه‌اي كه عهده‌دار امر به معروف و نهي از منكر بود تأسيس گرديد كه «دايره‌ي حسبه» ناميده مي‌شد.

مبناي وجوب «امر به معروف و نهي از منكر» متون ديني يعني قرآن و روايات معصومين(ع) مي‌باشد. اگر درصدد احصاء اوامر و نواهي خداوند در قرآن كريم باشيم مي‌بينيم كه خداوند در موضوعات مختلف امر و نهي فرموده بنابراين خداوند عالَم خود به عنوان اولين آمر به معروف و ناهي از منكر گام برداشته است.

علاوه بر اين، آيات زيادي در قرآن مشاهده مي‌شود كه مخاطب خود را به «امر به معروف و نهي از منكر» دعوت مي‌كند. خداوند كريم در اين آيات به آثار حيات‌بخش اين فريضه در دنيا و آخرت اشاره مي‌فرمايد.

با بررسي منابع روايي مسلمانان اعم از شيعه و سني، روايات بي‌شماري در اين زمينه مشاهده مي‌گردد كه «امر به معروف و نهي از منكر» نه تنها سيره‌ي عملي پيامبر(ص) و امامان(ع) بوده بلكه آن بزرگواران اين فريضه را افضل اعمال، بارزترين و برجسته‌ترين واجب الهي، نهايت دين‌داري و ترك آن را خيانت، بي‌ديني، برانگيزنده‌ي خشم و غضب خداوند و تارك آن را به‌سان مردگان مي‌داند.

از آن‌جا كه امر به معروف و نهي از منكر نگهدارنده‌ي دين و ضامن اجراي واجبات ديني است و بهترين فرد و بهترين امت آنان هستند كه امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند و فلاح و رستگاري نتيجه‌ي دعوت به خير و امر به معروف و نهي از منكر است و اقامه‌ي آن يكي از ادله‌ي لزوم تشكيل حكومت اسلامي است و بالاخره اين‌كه جايگاه آن برتر از جايگاه جهاد در راه خدا مي‌باشد؛ لذا جاي آن دارد كه زواياي مبهم آن مورد كنكاش دقيق قرار گرفته و اين مسأله و جايگاه آن در قرآن و سنت بيش از پيش روشن گردد.

بشرازدیرباز،برای حفظ زندگی اجتماعی و جلوگیری از زوال آن به یک سری قوانین و مقرراتی روی آورد تا بدین سبب مانع هرج و مرج درجامعه گردد. جوامع بشری در برابر هنجارشکنیهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در راستای بقای خود باید از مقرراتی بهره ببرند. چرا که مقررات و ضوابط جامعه بشری مانع تخلف از ارزشها و اعتقادات اجتماعی میشود. هرگاه افراد یا گروههایی بخواهند ارزشهای زندگی اجتماعی را نادیده بگیرند، بخشی از قدرت جامعه، تحت عنوان نیروهای امنیتی و انتظامی، با جلوگیری آنان از اعتقادات و ارزشهای عمومی جامعه دفاع میکنند. این موارد اصول و مبانی نظارت اجتماعی را شامل میشود. ضرورت این نظارت برای حفظ موجودیت اجتماع، قسمتی از تئوری جامعه شناسان است؛به همین سبب امربه معروف و نهی از منکر به شکل عام و گسترده، اساسی ترین و کار آمدترین شیوه برای نظارت اجتماعی محسوب میشود.

در مباحث اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر دو فریضه ی اساسی برای نظارت عمومی در جامعه است. این دو، جزء فروع دین و ضروریات لاینفک دین مبین اسلام هستند، و به علتّ احکام و مضامین مشترکی شان، غالبا در قرآن و احادیث معصومین)ع( در کنار هم بحث میشونداز مجموعه ی آیات و روایات می توان برداشت کرد که دین اسلام با استفاده از این دو فروع دینی میخواهد افراد جامعه را طوری تربیت کند که همه انسانها نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت نمایند تا در مسیر اهداف و تعالی رشد انسانی حرکت کنند؛ چرا که مصالح دنیوی و اخروی مسلمانان به جهت ارتباط با یکدیگر براساس امربه معروف ونهی از منکر بسیار چشمگیر میباشد.

-1-1 فرضیاتوروشتحقیق

این مقاله با روش کتابخانه ای و باتجزیه و تحلیل بعضی از آیات و احادیث سعی دارد این نظر که فقط قدرت و افرادی ویژه و وابسته به حکومت اسلامی باید امربه معروف ونهی از منکر نمایند را رد کند.

نگارنده درصدد اثبات این فرضیه است؛که در آموزه امربه معروف ونهی از منکر، انجام این دو فریضه توسط انظار عمومی و آحاد مؤمنین نهتن ها باعث هرج و مرج و آشوب طلبی نمیشود، بلکه موجب استحکام پایه های حکومت اسلامی نیز میگردد و در تربیت اجتماع بسیار مؤثر است.

-2-1 اهمیتموضوع

انسان به عنوان موجودی بافرهنگ برای حفظ روابط اجتماعی و ارزشهای اخلاقی، ازطرق مختلف پدیده نظم اجتماعی را سامان میدهد؛بنابراین هرگاه ارزشهای اجتماعی، قواعد رفتاری و هنجاری رعایت نشود، نظم اجتماعی آسیب میبیند. این امر منجر به شکلگیری انحرافات و کجروی اجتماعی میشود. جوامع بشری همواره در گرداب انحرافات اخلاقی و اجتماعی فرو رفته اند و باعث زوال درونی خود شده اند.

انحرافات یا کج روی در جامعه شناسی غالبا انحرافات اجتماعی» نامیده میشود؛«شیوه ای رفتاری که برخلاف وفاق جامعه است. و عدم همنوایی با یک هنجار یا مجموعه ای از هنجارهایی که مورد قبول اکثریت اعضای یک جامعه است، را میتوان انحراف اجتماعی نامید. »)احمدی،1387 : 4(؛به طور کلی، انحراف پدیده ای اجتماعی است که هیچ شیوه ی مطلقی جهانی برای تعریف آن وجود ندارد؛چرا که انحرافات اجتماعی در ارتباط با زمان، مکان و موقعیت اجتماعی افراد و ایدئولوژی های مختلف مادامی که از سرچشمه و منبع وحی الهی سرازیر نشده باشد، نسبی است. از منظر حقوقی، انحرافات اجتماعی«عملی است که به وسیله ی قانون منع شده و مرتکب آن طبق قانون کیفر میبیند. »)شیخاوندی،1373 : 48 (؛حالا گر در جامعه اسلامی، همه اقشار جامعه به صورت زبانی مانع انحرافات گردند، و در این راستا امربه معروف ونهی از منکر نمایند، رواج منکر به حداقل میرسد.

2- بررسي وجوب امر به معروف و نهي از منكر از ديدگاه قرآن

آيات ناظر به موضوع:

آيات وارده در اين موضوع گرچه فراوان است اما با اندكي درنگ در آيات متوجه مي‌شويم كه خداوند در تشريع و بيان اين امر روش خاصي دارد:

الف) اشاره و ترغيب به آن؛ ب) بيان عاقبت ترك آن؛ ج) الزام مكلفين به آن امر و د) قرار دادن وصف لازم براي آن.

شايد به خاطر اهميت جايگاه امر به معروف و نهي از منكر و هم‌چنين دشواري آن خداوند عالَم ابتدا انسان‌ها را آماده‌ي قبول نموده سپس آن را بر مكلفين واجب نموده است.

برخي آيات در اين‌باره عبارتند از:

- 1 والعصر، ان الانسان لفي خسر، الا الذين آمنوا و عملوا الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.

اين سوره علاوه بر اين‌كه مكي بوده و در ابتداي بعثت نازل شده، در آن فقط اشاره‌اي به امر به معروف و نهي از منكر دارد و همان‌گونه كه مرحوم طبرسي مي‌فرمايد در وجوب «تواصي به حق» اشاره‌اي به امر به معروف و نهي از منكر وجود دارد.

 -2  يا بني اقم الصلاه و أْمر بالمعروف و انْهُ عن المنكر و اصبر علي ما اصابك.

اين آيه نيز مكي است و در ابتداي بعثت نازل شده ولي دلالت بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر بر مسلمانان ندارد و فقط حكايت از نصايح لقمان خطاب به پسرش دارد. اما ترغيب به اين امر و هم‌چنين حسن و فضيلت آن از آيه برداشت مي‌شود.

 -3 خذ العفو و المر بالعرف و اعرض عن الجاهلين.

اين آيه نيز مكي مي‌باشد و در آن پيامبر(ص) مأمور به امر به معروف مي‌گردد و هم‌چنين دلالت بر مكلف بودن امت به اين تكليف دارد اما با اشاره و نه به صراحت، زيرا هيچ ملازمه‌ي قطعي بين تكليف پيامبر و تكليف امتش وجود ندارد.

 - 4 يأمرهم بالمعروف و ينهاهم عن المنكر.

اين آيه نيز پيامبر اكرم(ص) را وصف به آمر به معروف و ناهي از منكر بودن مي‌نمايد؛ گرچه دلالت بر تشريع امر به معروف و نهي از منكر دارد اما خطاب در آن دلالت بر وجوب و لزوم آن بر امت ندارد.

 -5 و اسألهم عن القريه التي كانت حاضره البحر، اذ يعدون في السبت اذ تأتيهم حيتانهم شرعاً و يوم لايسبتون لا تأتيهم كذلك نبلوهم بما كانوا يفسقون، و اذ قالت امه منهم لمَ تعظون قوماً الله مهلكهم او معذبهم عذاباً شديداً قالوا معذره الي ربكم و لعلهم يتقون، فلما نسوا ما ذكّروا به انجين الذين ينهون عن السوء و اخذنا الذين ظلموا بعذاب بئيس بما كانوا يفسقون، فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قرده خاسئين.

اين آيه دلالت بر عاقبت ترك امر به معروف و نهي از منكر در ميان امت‌هاي پيشين دارد به طوري‌كه افراد اين امت‌ها سه دسته بودند: دسته‌اي كه فرمان برده و امر به معروف كردند و نجات يافتند؛ دسته‌اي كه فرمان الهي را انجام داده اما امر به معروف نكردند، اين گروه مسخ شدند و بالاخره دسته‌اي كه فرمان خداوند را انجام نداده و امر به معروف نيز ننمودند كه اين گروه هلاك شدند

 - 6 و لتكن منكم امه يدعون الي الخير و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و اولئك هم المفلحون.

اين آيه مدني بوده و از دو جهت دلالت بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر دارد: الف) به دليل وجود كلمه‌ي «و لتكن» كه صيغه‌ي امر است؛ ب) به دليل حصر فلاح و رستگاري در اين عمل و دعوت به خير كه همان امر به معروف و نهي از منكر است؛ بنابراين جمله‌ي «يدعون الي الخير» جمله‌ي مجملي است كه جمله‌هاي بعدي آن را تفصيل مي‌كند.

 - 7كنتم خير امه اخرجت للناس تأمرون بالمعروف و تنهون عن المنكر و تؤمنون بالله.

اين آيه دلالت بر وجوب امر به معروف و نهي از منكر دارد و اين‌كه به عنوان واجب لازمي بر عهده‌ي هر شخصي كه به خداوند ايمان دارد نهاده شده است. جمع بين مفاد اين آيه كه وجوب امر به معروف و نهي از منكر بر تمام امت را در بر دارد و آيه‌ي قبلي كه افاده‌ي وجوب بر بعض امت را مي‌كند (بنا بر جمله‌ي «ولتكن منكم امه») در قسمت بعدي بحث خواهد آمد.

- 8 ليسوا سواء من اهل الكتاب امه قائمه يتلون آيات الله آناء الليل و هم يسجدون، يؤمنون بالله و اليوم الآخر و يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنكر و يسارعون في الخيرات، اولئك من الصالحين.

اين آيه دلالت بر اين مطلب دارد كه امر به معروف و نهي از منكر فريضه‌ي مسلّمه‌اي بر عهده‌ي امت مسلمان است. زيرا عمل به آن از علايم انجام وظيفه محسوب مي‌گردد.

-9 الذين ان مكّناهم في الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزكاه و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و لله عاقبه الامور.

اين آيه و هم‌چنين آيات 71، 111 و 112 از سوره‌ي توبه، امر به معروف و نهي از منكر را از اوصاف لازمه‌ي مؤمنين و به عنوان شأني از شؤون ولايت برخي از مؤمنان بر ديگران شمرده است.

-3 امربهمعروفونهیازمنکردراحادیث

آسیبهایاجتماعییکیازپدیدههاییاستکهدرتمامیجوامعودرتمامدورانوجودداشتهوبرخوردباآنهادرجوامعمختلف، متفاوتبودهاست؛اما،یکیازبنیادیترینمسائلدرپیشگیریوکنترلآسیبهایاجتماعیتوجهبهموضوعفرهنگجوامعوبومیسازیشیوههایاتخاذشدهدرتمامیعرصههاست. یکیازراههایمؤثردرپیشگیریازآسیبهایاجتماعیدرکشورما؛توجهبهآموزههایدینیاست.)میریآشتیانی،1382 : 22 (.بامطالعهدرآیاتقرآنیومتوناسلامیدرمییابیمکهبیاناتمعصومین)ع(،ترجمانوحیوتفسیرقرآنکریماست؛باتوجهبهاینمطلب،بهذکربعضیازاحادیثیکهدرزمینهایندوفریضهیالهیبیانشدهاکتفامیکنیم:پیامبراکرم)ص( بعدازایمانبهخداوصلهیرحم،ایندوفریضهراجزءبرتریناعمالدرنزدخداذکرنمودند. )طوسی،1365 ،ج6: 176 ؛والبرقی،1371 ،ج1: 291 وطبرسی،1385 : 167 ( وبیانفرمودندکههرکسبهانجامایندوعملمبادرتورزد،جانشینخداورسولشدررویزمیناست.)طبرسی،بیتا،ج3: 486 (.پیامبر)ص( دررابطهبااهمیتامربهمعروفونهیازمنکربیانفرمودندکهآیابهشمادربارهکسانیخبردهمکهجزءشهداوانبیانیستند،ولیمردمبهمقاموجایگاهآناندرپیشخداکهبرمنبرهاییازنورهستند،غبطهمیخورند؛سؤالشدکهآنانچهکسانیهستند. ایشان)ص( فرمودند: آنانکسانیهستند

کهبندگانخدارامحبوبخداوخدارامحبوببندگانشمیگردانند. سؤالشد: معنایمحبوبگردانیدنخدادرنزدبندگانشمعلوماست؛اماچگونهبندگانخدارامحبوبخدامیگردانند؟پیامبر)ص( درجوابفرمود: بهچیزیکهخداوندمتعالدوستدارد،دعوتمیکنندوازچیزیکهخداوندبدشمیآید،نهیمیکنند. پسهنگامیکهبندگانخدا،اورااطاعتمیکنند،محبوبخدامیگردندوخداوندمتعالآنانرادوستمیدارد.)نوری،1408 ،2: 182 (.امامعلی)ع( نیزضمنتشویقمردمبهانجامایندوفریضه،فرمودندکهامربهمعروفونهیازمنکرنهمرگکسیرانزدیکمیسازدونهازروزیکسیمیکاهد؛ولیپاداشرادوچندانواجررابزرگمیگرداندوبهترازایندو،آنسخنیاستکهدرراهخداودرمسیردفاعازعدالتدربرابرپیشوایستمگریگفتهشود.)کلینی،1365 ،ج5: 57 وقمی،1404 ق،ج2: 36 (؛چراکهاجرایاینفریضهپشتمؤمنانرامحکممیکند.)مجلسی،1404 ق،ج68 : 348 ( ازاینرو،تعجبینیستاگرگفتهشود«قوامواساسشریعتاسلام،امربهمعروفونهیازمنکروبرپاداشتنحدودالهیاست. »)آمدی،1366 : 332 (.

امامباقر)ع( درضمنیکحدیثطولانیبیانمیفرمایندکهامربهمعروفونهیازمنکرفریضهبزرگیاستکههمه-یواجباتبرپایه یآناستوارمیگردند؛ایندو،راهانبیاوشیوهصالحاناستکهدرآمدهابدانسببحلالمیشودوستمهادفعوزمینآبادمیگرددوازدشمنانانتقامگرفتهمیشود. ازاینرو،بهمردمسفارشمیفرمایندکهباقلبهایشان،منکررازشتبشمارندوبازبانهایشانآنرابیانکنندودراینراهازسرزنشهیچکسی،بیمیبهخودراهندهند.)کلینی،1365 : 5،55 وطوسی،1365 : 6،180 واحسائی،1405 ق،ج3،188 (.

امامصادق)ع( نیزتصریحمیفرمایندکهامربهمعروفونهیازمنکربرایکسیکهامکانانجامآنراداشتهباشد،واجباست؛چنینکسینبایدخودویارانشدرراستایانجاماینفریضه،ترسیداشتهباشند.)عاملی،1409 ق،ج16 : 135 وشیخصدوق،1403 ق،ج2،608 (.

شرایطامربهمعروفونهیازمنکرونقدیبرآن

انجامایندوفریضهدرنظربیشترفقهاموکولبهشروطچهارگانهاست؛یعنیشخصامرکنندهبهمعروف،بایدنخستمعروفومنکررابشناسد؛دوماینکهاحتمالتأثیربدهدومطمئنباشدکهاینکاراودرمخاطبیاجامعهتأثیرگذاراست؛سوممخاطباصراربرگناهداشتهباشدوچهارمدرمسیراجرایامربهمعروفونهیازمنکرمفسدهاینداشتهباشد. دربارهياینشروطوصحّتنظراتفوق،دیدگاههایمختلفیمطرحشدهاست.

دربارهشرطنخستنمیتوانبیاطلاعیوجهلرابهانهایبرایترکاینفریضهقرارداد؛بلکه،بایددرمسیراینشناختقرارگرفتومواردمعروفومنکررابهسببوجوبآندرقرآن،بهدقتفراگرفت.دربارهشرطدومنیزنمیتوانتنهاعدمتأثیربرمخاطبرابهانهایبرایترکاینعملقرارداد؛بلکهممکناستامربهمعروفونهیازمنکردرمواردیبرمخاطبتأثیرنداشتهباشد؛اماآثارتخریبیدیگریهمچونرواجبدعتهاوشکستنقبحعقایدجامعهوعرفوهتکحرمتهارابهدنبالداشتهباشدکهدرچنینمواردیسکوتجایزنیست؛بلکهبایدبهانجاماینفریضهمبادرتورزید: «إنَِّالذَِّينَيكَْتمُُونَماَأنَزَلنْاَمنَِالبْيَنِّاَتِوَالهْدَُىمنِبعَْدِماَبيَنَّاَّهلُلِناَّسِفيِالكِْتاَبِأوُلئَكَِيلَعنَهُمُُاللّوَيلَعْنَهُمُُاللَّعِنوُنَ»)بقره/ 159 (. بنابراینکتمانبیّناتودلایلروشنهدایتبشری،لعنتخداونفریناولیایاورابهدنبالدارد. هرچندکهبرخیبااستنادبهآیهی«فذََكرِّْإنِنفَّعَتَِالذِّكْرَى»)اعلی/ 9( معتقدندکهدرهرحالت-چهتأثیرداشتهباشد،چهنداشتهباشد- انجاماینفریضهبرایجامعهسودمنداست.

دربارهشرطچهارمبااستنادبهآیهی: «...وَلاتلُقْوُابأَِيدِْيكُمْإلِىَالتهَّْلكَُةِ... »)بقره/ 195 ( اعتقادعمومیبرایناستکهدرصورتترساززیانمالیوجانیبرخودویادیگران،شرطوجوبساقطمیگردد. ازمواردیکهبرایساقطکردناینحکماستنادشده،آیۀ: «...إنَِّالقْوَْمَاسْتضَْعفَوُنيِوَكاَدُوايقَتْلُوُننَيِ... »)اعراف/ 150 (میباشدکههارونبرایحفظجانخویشازتداومنهیازمنکرامتناعکرد. اینتعمیمدرهمهمواردصحیحنیست؛چراکهمعروفومنکرازاموریاستکهازنظرشارعمقدساهمیتفراوانیدارد؛مانند

حفظاسلام،شعائرقرآنواحکامضروریکهبایدبامقایسهاهّمومهم،مهمتررادرنظرگرفتوفقطامربهمعروفونهيازمنکرازمنظردينوشرايطاقامهآنبااستنادبهآیهحفظجانودفعضرر،وجوبامربهمعروفونهیازمنکربرداشتهنمیشود؛بلکهبایدبرایحفظمواردضروریاسلامیجانیاجانهایزیادیفداشود. آیاتینیزدرقرآندرتأییداینمطلبآمدهاست؛برایمثال،درآیهی«ياَبنُيََّأقَمِِالصَّلَةوَأمْرُْباِلمَْعرُْوفِوَانهَْعَنِالمُْنكَرِوَاصْبرِْعَلىَماَأصََابكََ... »)لقمان/ 17 ( مرادازصبر،استقامتدربرابردشواریهاورنجهاییاستکهدرراهامربهمعروفونهیازمنکروجوددارد.)مجلسی،1404 ق،ج66 : 359 (.علاوهبرآیات،احادیثیکهامربهمعروفونهیازمنکرراجزءجهاددانستهونیزشهادتبسیاریازاولیایخدادراجرایاینفریضه،مؤیدّاینمطلباستکهدرامورمهمواساسی،مشکلاتومصیبتهانمیتوانندمانعامربهمعروفونهیازمنکرشوندویاسرباززدنازآنراتوجیهکنند.برخیازجامعهشناسانوعلمایسیاستانجامدادنایندوفریضهیمهمقرآنیرانیازمندقدرتوتشکیلاتمقتدرحکومتیمیدانندومعتقدنداگرهمهیآحادجامعهامربهمعروفونهیازمنکرنمایند،جامعهدچارهرجومرجوآشوبمیگردد.

درنقدایننظرمیتوانگفتکهاگرفقطصاحبانقدرتبخواهندامربهمعروفونهیازمنکرکنند،ممکناستآرایشخصیودولتیبهخاطرمصلحتعمومیوکسبآرایبیشترمردمدرجهترضایتآنان،دربرابرمنکراتچشمپوشیکند؛دراینصورتتکلیفچیست؟آیادرنظامهاییکهبرپایه يدموکراسیاستورهبریولیفقیهیافقیهعادلراقبولندارندیاازرویمصلحتومنافقانهقبولنمایند،میتوانگفتکهفقطصاحبانقدرت،امربهمعروفونهیازمنکرکنندودیگرانبهخاطرجلوگیریازهرجومرجبایدساکتبنشینند،قطعاًچنیننظریهایمردوداست.

چونصاحبانقدرتدرنظامهایدموکراسیهمیشهمتکیبررأیآحادجامعههستند؛ازسویدیگراکثرافرادجامعهراغافلانومردمانبیاطلاعازاینفریضهتشکیلمیدهند،پسچگونهمیتوانهمرأیمردمرادرنظرگرفتوهمبهفریضهيامربهمعروفونهیازمنکرپرداخت. درچنینجوامعیمعروفومنکرازجایگاهحقیقیوقرآنیخودتنزلپیدامیکندومعنایدلخواهمردمجامعهرابهخودمیگیرد. بنابراینتنهااموریزشتشمردهمیشودکهفهمانظارعمومیآنرازشتبداند. درجایجایقرآن،عباراتینظیر:

«اکثرهملایؤمنون« ،» اکثرهملایشعرون« ،» اکثرهملایعقلون» و«اکثرهمفاسقون» و...)رک: بقره/ 100 ؛آلعمران/ 110 ؛مائده/ 103 ؛انعام/ 37 و111 ؛اعراف/ 102 و131 ؛انفال/ 34 ؛توبه/ 8 و...( آمدهاستکهاینآیاتمعناوتکلیفدموکراسیهایغیردینیوجایگاهحقیقیآنرابهزیباییترسیممیکند.

ازسویدیگرممکناستبشردربعضیازجوامعیادرزمانهاوحالتهاییبهمعنایحقیقیمعروفومنکردسترسینداشتهباشدیامعنایآنرانفهمیدهباشدویاکجفهمیدهباشد؛چراکهرسیدنبهمعنایصحیحامربهمعروفونهیازمنکردرقرآنواحادیثمعصومین)ع( باکنکاشوبررسیهایعلمیوفقهیبهدستمیآید. حالآیامیتوانگفتافرادیکهبرخوردارازرأیمردمهستندوقدرتجامعهرادراختیاردارند،بدونداشتنصلاحیتعلمیوفقهیلازمتنهامرجعامربهمعروفونهیازمنکرباشند؟! بدیهیاستکهآیاتوروایاتبرایننظریهخطبطلانکشیدهاست.

ازسویدیگرنظریهایوجودداردکهاگرجانافرادبهخطربیفتدویامفسدهمالیوجودداشتهباشد،میتواناینفریضهراترککرد. بنابرایننظر،جریانامربهمعروفابوذرونهیازمنکرایشاندرزمانخلافتعثمانوتبعیداوبه«ربذة» کهدرنهایتمرگاوراغریبانهبههمراهداشت،چگونهتوجیهمیشود؟چراباوجودسکوتبسیاریازصحابه،اونتوانستساکتبماند؟! چراباامربهمعروفونهیازمنکرجانخود،آرامشخانوادهوحقوقماهیانهبیتالمالراازدستداد؟آیامیتوانگفتکهباامامخویشعلی)ع( مخالفتکردهکهقطعاًچنیننیست؛چراکهبدرقهغریبانهامامعلی)ع( وپسرانشوسلمانوتنیچندازیارانخاص،مهرتأییدیبراینعملکردابوذراست.

ازدیگرحوادثیکهایننظریهراردمیکند،جریانزندگیمیثمتمّاراستویاحادثهیجانگدازکربلاوشهادتامامحسین)ع( وهفتادودوتنازبهترینیارانشواسارتخاندانعصمتوطهارتکهدرراستایانجامامربهمعروفونهیازمنکررخدادهاست.

بنابراینبایددیدکهمعروفومنکرچیستوکداممعروفوکداممنکراستکهفقطصاحبانقدرتبایدآنراانجامدهندوکداممعروفوکداممنکراستکهمؤمنان،ولواندکوبدونقدرت،بایدآنراانجامدهندودرراستایبرپاییآن،نبایدازبذلجانخویشدریغورزند؛چراکهمعروفمیتوانددرصورتمحوشدن،بهمحواسلاممنتهیگرددوهمیناستکهپیامبر)ص( فرمود: روزیبرسدکهازاسلامجزناموازقرآنجزشعارچیزیباقینماند. )مجلسي،1404 ق،ج52 : 90 (

-4 امربهمعروفونهیازمنکردرجامعه شناسی

باوردانشمندانجامعه شناسمسلمانبرايناستكهدينمبيناسلامدربابادارهجامعهدارايمدليجامع،كاملوكارآمداست. دراينمدلكاملنظامهاوساختارهايعاليدرارتباطمعنيدارباكيديگرطراحيوپيشبينيگرديدهاندازجمله:

* نظاممديريتوهدايتدرتئوريامامتمعصوم)ع( وولايتفقيهتوضيحوتبيينگرديدهاست.

* سازماندهياجتماعيباتشيكلاتتكرارشوندههستههايمساجد

* نظاماقتصاديباچارچوبهاياصليخمس،زكات،انفاق،قرضالحسنهو...

* نظامدفاعيونظاميباتئوريجهادباراهبردبازدارندگي؛

كهمجموعايننظامهاونظايرآندرارتباطيعميقوبرنامهريزيشده،نظامحكومتاسلاميراشكلخواهدداد. كييازنظامهايمهمكهدرطراحيهرنظاموهرسيستممدنظرقرارميگيرد،نظامكنترلونظارتاست. شكلگيريوتداومحركتوبقايسايرنظامهاونظامكليوابستهبهآناستكهدراينارتباط،اسلامكييازكاملترينمدلهاوالگوهايهدايتونظارتراباكاركردهاياجتماعيوفرديمعرفينمودهكههماننظامامربهمعروفونهيازمنكراستكهدرواقعتضمينيجديبرايپاگيريوقوامسايرنظامهاونهايتاايجادوبرقرارينظاماسلامياستكهدراينزمينهكلاممقاممعظمرهبري)مدظلهالعالی( درديداربامسئولينوكارگزاراننظامدرتاريخ79 / 4/ 19 اشارهبههمينويژگيداردكهميفرمايند: «قوام،رشد،كمالوصلاحوابستهبهامربهمعروفونهيازمنكراستواينهاستكهنظامراجواننگهميدارد. »امربهمعروفونهيازمنکرازمنظردينوشرايطاقامهآنازنظرجامعه شناسیاسلامی؛اسلام،مکتبيجامعوآيينيکاملاستکههمبرايويژگيهايزندگيفرديانسانوهمبرايشکلدهيبهروابطسالماجتماع،برنامهريزيکردهاست. ازطرفي،بيشتردستوراتدين،حتيدربخشهاييکهبهاحکامعباديوتنظيمرابطهيفردباخدايشپرداخته،ازجنبهاياجتماعينيزبرخورداراست.رفتارهايشخصيافراد،گرچهدرمرحلهنخستتأثيرمستقيمبرروحوروانشخصبرجايميگذارد،اماازمحدودهضميرفردفراترميرودوبهاجتماعنيزميرسد. خصوصياتفرديوخلقياتشخصيکهدررفتارعضويازجامعهظاهرميشود،بهسانموجوديمتحرکعملميکندوحصارمحدودمحل

پيدايشخويشرادرهمميشکندودرشاکلهمحيطاجتماعيبهجريانميافتد. آييناسلامکهدرپيآراستنروانفرديانسانوترسيمساختارزندگيجمعيبراساسفضائلاخلاقياست،برايکنترلاينحرکتخزندهدرکالبداجتماعيانديشيدهوتمهيداتفراوانيمهياکردهاستکهازجملهآنهاميتوانبهدستورديني«امربهمعروفونهيازمنکر» اشارهکرد. براساساينوظيفهشرعي،هرکسعلاوهبرمسؤوليتحفظوکنترلخويشتن،درقبالديگراننيزمسؤولاست؛بهگونهايکههرفردجامعهاصلاحخودرادرگروتحققصلاحمحيطزندگيخودميداند. درحقيقت،يکفردبهمنزلهينگهبانياستکهدرجامعهبربرجوبارويمرزهاينيکيهاوپليديهاجايگرفتهوبرايتحققخيروصلاحعموميپاسميدهد. اومکلفاستکههرگونهلغزشهمراهانراچونخطايخويشدانستهوبهمحضآگاهيوشناختآنهادرصددعلاجبرآيد. اگرخوبيهارامشاهدهکرد،ترغيبوتأييدوهمراهينمايد؛«...وَتعَاَوَنوُاعَلىَالبْرِّوَالتقَّوَْى... »)مائده/ 2( واگررفتارهارادرمسيررشدوصلاحنديد،ازآنهادوريگزيدهوحتيديگرانراازگرايشبهآنسويبازدارد؛«...وَلاتعَاَوَنوُاعَلىَالإثِمِْوَالعْدُْوَانِ... »)مائده/ 2( انسانبهطورطبيعينيازمندزندگيجمعياستواصطلاحاً«مدنيّبالطبع» است؛يعنيتندادنبهالزاماتزندگياجتماعي،جزءسرشتهايذاتياواستوبهتعبيرارسطوآنانکهازمدينهخارجند؛ياازمابرترانندوجزءفرشتگان،وياازپستترانندوجزءدرندگان.)فاستر،1388 ،ج1: 211 (.

بيترديد،اينازويژگيهايآييناسلاماستکهبهجهتجاودانگيوهمگانيبودنايندينوضرورتپاسخگوييبهتماميمشکلاتبشريت،بهحلمعضلاتاخلاقيورفتاريجامعهباتکليفبهفريضهامربهمعروفونهيازمنکرپرداختهاست. بهعبارتدیگر،مفهومامربهمعروفونهیازمنکر،کاملاپدیدهایالهیمیباشدوعملبهآندوایدردهایفراواناجتماعیاستکهتمدنهایغربیبهدلیلعدمبرخورداریازآنبهراهانحرافرفتهاند. اما،چوناینموضوعبافطرتانسانیونیازهایدنیویواخرویانسانسازگاریدارد،بشربهسببانجامندادناینفریضهدررنجونابسامانیاجتماعیگرفتارمیشود. بنابراینبهدرمانجایگزینوالبتهغیراساسیوناکارآمددستمیزندکهنهتنهامشکلاتونیازهایخودرامرتفعنمیسازدبلکهبهپیچیدهترشدنمشکلاتاجتماعیکمکمیکند. درهمینراستا،«دورکیم» بامشاهدهینابسامانیهاوآشفتگیهایاجتماعیدرجامعهیغربی«وفاقاجتماعییاهمبستگیاجتماعیراتوصیهمیکندتااززوالوازهمگسیختگیمبانیوارزشهایجامعهجلوگیریکند. اینجامعهشناسغربیبامشاهدهینابسامانیهایاجتماعیاینسؤالدرذهنشخطورکردکهچراجامعهیجدیدغربیدچاربینظمیوآسیبهایاجتماعیشد. بهبیاندیگرسؤالاساسیویاینبودکهچهچیزیسببمیشودکهجامعهحفظشودودچاراضمحلالوفروپاشیدگینگردد. ویدراینزمینهبهاینجوابدستیافتکه«همبستگیاجتماعی» سببمیشودکهجامعهقوامداشتهباشدودچاربینظمینگردد. زیرادرایننوعجامعه،افراددارایاخلاقیاتمشترکیهستندکههمانوفاقاجتماعیبرسرارزشهاوقواعداخلاقیوپذیرشآنازسویاکثریتافرادجامعهاست؛امریکهباعثمیشودافرادخاطیازایناخلاقیاتمشترکبهشدتمجازاتشوند. )ریتزر،1371 : 75 (. امادرجامعهجدیدمشکلاساسیایناستکههیچگونهنظاماخلاقیمشترکوقویوجودندارد؛چراکهمذهبدرزندگیاجتماعیآحادجامعه،رنگباختهوفردگراییروبهفزونیگذاشتهاست. بهعبارتدیگر؛«وفاقاجتماعی» کهقبلاًباعثاستحکامجامعهبوده،بهسستیگراییدهوبهضعفنظاممشترکاخلاقیمنتهیمیگردد.

باپدیدآمدنچالشفقدان«همبستگیاجتماعی» درجوامعجدیداندیشمندانغیرمسلمانوعمدتاًغربیاشتباهبزرگتریرامرتکبشدندودرجستجوییکهمبستگیاجتماعیمتفاوتدرجامعهجدیدهستندکهمنبعآن،ناشیازتفاوتافرادواعتقادبهاخلاقیاتصنفیوحرفهایغیرمشترکاست. بهعبارتدیگر؛درجامعهیجدیدتقسیماجتماعیکارونیازمتقابلافرادبهیکدیگرباعثمیشودکهنظاماخلاقیمشترکحفظگرددوجامعه- بهزعمآنان- ازیککنترلاجتماعیبرخوردارگردد.)پیشین،1371 : 77 (. اما،درحقیقت،فقدانفریضهیالهی«امربهمعروفونهیازمنکر» ومنطبقبودنآنبانیازهایاجتماعیبشر،درکلامبعضیازاندیشمندانمنصفغربیکاملاهویداست؛چراکهبالاخرهعلمدرنهایتبهنیازهایاساسیوارتباطدوسویهباایمانودستوراتنابالهیمنطبقبافطرتپیمیبرد؛بهطوریکه«مایکلکوک» نویسندهومحققبرجستهیآمریکاییبراینامرتأکیددارد. ویمعتقداستکه

«:فريضهامربهمعروفونهيازمنکر،تکليفهرمسلمانرادرسراسرجهانبرايبازداريمردماززيرپاگذاشتنقانونخداوندروشنميسازدويدراثرارزشمندخوددرموضوعامربهمعروفونهيازمنکرکهنگارشآنبهگفتهيخوداوپانزدهسالطولکشيدهوبرگزیدهچندينجايزهبينالملليکتاباست،بهبررسياينفريضهدرقرآنوحديثوهمچنيندرنزدمتفکرانمختلفازاهلسنتوشيعهميپردازد.

صفحهنخستاينکتابباذکرحادثهايآغازميشود؛بهاينصورتکه: «درشبپنجشنبه22 سپتامبر1988 ،يکزندرايستگاه

قطارمحليدرشيکاگودرحضورچندينتنموردتجاوزقرارگرفت. سيمايبرجستهاينرويداداينبودکههيچکسبرايياريبهويواکنشيازخودنشانندادوبهفريادهاياوکهازآنانياريميخواست،توجهينکرد. سپسگزارشروزنامه«شيکاگوتريبون» و«تايمز» رامنعکسميکندکهتماشاگرانکهشمارشانزيادبود،بهسادگيايستادهبودندوگذاشتندچنيناتفاقيبيفتد؛حتيوقتيقطارسرميرسد،سوارشدهوبهراهخودميروند. مايکلکوکدرادامهمينويسد: کسينميتوانددرستکناريبايستدوفرديرابهچشمببيندحتياگرآنفردبيگانهيبيگانهباشد-کهاينگونهبااورفتارميشود. بايدکسيکاريکندوواکنشيازخودامربهمعروفونهيازمنکرازمنظردينوشرايطاقامهآننشاندهدويادليلخاصيبرايعدماقدامداشتهباشد. بهسخنديگر؛مفهومروشنيداريمکهگونهايوظيفهاست. باآنکهدرزندگيروزانهماناميازاينوظيفهنداريم...اينارزشاست... خواهدرککنيميانه؛وليدرحقيقتکاملاًخوبميفهميمکهفرهنگماننيازهيچطرزگفتارساختهوپرداختهايازدرکمانرابرطرفنميسازد.

آنگاهمايکلکوکنتيجهميگيردکهدرفرهنگغربيجايچنينوظيفهايخالياستونهايتاًگمشدهخويشرادرفرهنگاسلاميپيداميکند. «منتاهنگاميکهبرايپژوهشدراسلامکارنکردهبودم،ازاينمسألهآگاهينداشتم. برعکسِغرب،اسلامبرايوظيفهاخلاقيگستردهازايندست،همنامداردوهمآموزه؛ايننام،امربهمعروفونهيازمنکراست»)کوک،1384 : ج1،29 - 33 (.

شهيدمطهريازايناصلبهعنوان«اصلفراموششده» يادميکندومعتقداستکهدريکقرناخير،ايناصلدرکتابهابهصورتتفصيليموردبحثقرارنگرفتهاست)مطهری،بیتا: 61 (. ازسویدیگر،بهباورما،امامخميني)رحمةاللهعلیه( اولينعالمياستکهدرمتونفقهياخيروکتبفتوايي،سنتپرداختندوبارهیبهامربهمعروفونهيازمنکررااحيانمودهاست.

-5 نتیجه

دراینمقالهباتوجهبهمفهومامربهمعروفونهیازمنکربیانشدکهایندوفریضه،اساسیترینوکارآمدترینشیوهبراینظارتاجتماعیمحسوبمیگردند. ازسویدیگرباتجزیهوتحلیلآیاتواحادیثبهایننتیجهرسیدیمکهاسلامباتشریعایندوفروعدینیمیخواهدطوریبهتربیتافرادجامعهبپردازدکههمهیافرادجامعهنسبتبهیکدیگراحساسمسؤولیتکنند. بهعقیدهماباتوجهبه

یافتههایاینمقالهمیتوانبهنتایجزیردستیافت:

-1 امربهمعروفونهیازمنکرازسویانظارعمومیوآحادمؤمناندرجامعهاسلامیدرصورتجمعشدنشرایطآن،نهتنهاباعثهرجومرجوآشوبطلبینمیشود،بلکهباعثاستحکامپایههاوباورهایاسلامیمیگردد.

-2 عدمتأثیرامربهمعروفونهیازمنکردرمخاطب،نمیتواندبهانهوتوجیهیبرایترکاینعملباشد؛بلکهممکناستایندوفریضهدرمواردیبرمخاطبتأثیرنداشتهباشد،ولیآثارتخریبیدیگریهمچونرواجبدعتهاوشکستنقبحمنکراتوهتکحرمتهارابهدنبالداشتهباشد.

-3 هرچندیکیازشروطاقامهیامربهمعروفونهیازمنکر،داشتنقدرتعنوانشدهاست؛ولیاینبدانمعنینیستکهفقطصاحبانقدرتوحکومت،صلاحیتانجامایندوفریضهرادارندوبقیهیمؤمنانازانجامایندوفریضهسرباززنند؛چراکهممکناستگاهیصاحبانقدرتبرایرسیدنبهآرایبیشترمردم،منکراترادرجامعهتوجیهکنندویادربرابرآنچشمپوشیکنند.

-4 آييناسلامکهدرپيآراستنروانفرديانسانوترسيمساختارزندگيجمعيبراساسفضائلاخلاقياست،برايکنترلاينحرکتخزندهدرکالبداجتماعيانديشيدهوتمهيداتفراوانيمهياکردهاستکهازجملهآنهاميتوانبهدستورديني«امربهمعروفونهيازمنکر» اشارهکرد؛براساساينوظيفهشرعي،هرکسعلاوهبرمسؤوليتحفظوکنترلخويشتن،درقبالديگراننيزمسؤولاست؛بهگونهايکههرفردجامعه،اصلاحخودرادرگروتحققاصلاحمحيطزندگيخودميداند.

-5 فقدانفریضهیالهی«امربهمعروفونهیازمنکر» ومنطبقبودنآنبانیازهایاجتماعیبشر،درکلامبعضیازاندیشمندانمنصفغربیکاملاهویداست؛چراکهبالاخرهعلمدرنهایتبهنیازهایاساسیوارتباطدوسویهباایمانودستوراتنابالهیمنطبقبافطرتپیمیبردهرچندکههماکنون،درفرهنگغربيجايچنينوظيفهايخالياستولینهايتاًگمشدهخويشرادرفرهنگاسلاميپيداميکند.

منابع

قرآنکریم.

البرقی،احمدبنمحمدبنخالد) 1371 ق(؛المحاسن،قم،دارالکتبالاسلامیة،چاپدوم.

حاکمحسکانی،عبیداللهبنعبدالله) 1411 ق(؛شواهدالتنزیللقواعدالتفضیل،تحقیقمحمدباقرمحمودی،تهران،

انتشاراتوزارتارشاداسلامی،چاپاوّل.

حسینیاسترآبادی،سیدشرفالدین) 1409 ق(؛تأویلالآیات،قم،انتشاراتجامعهيمدرسین،چاپاوّل.

حلی،علامهحسن) 1409 ق(؛الألفین،قم،انتشاراتدارالهجرت،چاپدوم.

راوندی،قطبالدین) 1405 ق(؛فقهالقرآن،قم،کتابخانهآیتاللهمرعشی،چاپدوم.

ریتزر،جورج) 1371 (؛نظریههایجامعهشناسی،ترجمهیاحمدرضاغرویزاد،تهران،انتشاراتجهاددانشگاهی.

شیخاوندی،داور) 1373 (؛جامعهشناسیانحرافات،گناباد،نشرمرندیز،چاپسوم.

صدوق،شیخمحمد) 1403 ق(؛الخصال،قم،انتشاراتجامعهمدرسین،چاپدوم.

طالقانی،سیدمحمود) 1362 (؛پرتویازقرآن،شرکتسهامیانتشار،چاپچهارم.

طباطبایی،محمدحسین) 1417 ق(؛المیزانفیتفسیرالقرآن،قم،انتشاراتاسلامیجامعهیمدرسینحوزهعلمیه،چاپپنجم.

طبرسی،علیبنحسن) 1385 ق(؛مشکاةالانوار،نجف،کتابخانهحیدریه،چاپدوم.

طبرسی،فضلبنحسن) 1372 (؛مجمعالبیانفیتفسیرالقرآن،تهران،انتشاراتناصرخسرو،چاپسوم.

طوسی،محمدبنحسن) 1365 (؛التهذیب،تهران،دارالکتبالإسلامیه،چاپچهارم.

طوسی،محمدبنحسن)بیتا(؛التبیانفیتفسیرالقرآن،تحقیقاحمدقصیرالعاملی،بیروت،دارإحیاءالتراثالعربی.

عاملی،شیخحر) 1409 ق(؛وسائلالشیعة،قم،مؤسسهآلالبیت،چاپاوّل.

عروسیالحویزی،عبدالعلیابنجمعه) 1415 ق(؛تفسیرنورالثقلین،تحقیقسیدهاشمرسولیمحلاتی،

فاستر،مایکل) 1388 (؛خداونداناندیشهسیاسی،ترجمهیعلیرامین،تهران،انتشاراتامیرکبیر.

فضلالله،سیدمحمدحسن) 1419 ق(؛تفسیرمنوحیالقرآن،دارالملاکللطباعةوالنشر،چاپدوم.

قطب،سید،) 1412 ق(؛فیظلالالقرآن،بیروت،دارالشروق،چاپهفدهم.

قمی،علیبنابراهیم) 1404 ق(؛تفسیرالقمی،مؤسسهدارالکتاب،چاپسوم.

کلینیرازی،ابوجعفرمحمدبنیعقوب) 1365 (؛الکافی،تهران،دارالکتبالإسلامیه،چاپچهارم.

کورز،لوئیس) 1380 (؛زندگیواندیشهبزرگانجامعهشناسی،محسنثلاثی،تهران،انتشاراتعلمی.

کوفی،فراتبنإبراهیمبنفرات) 1410 ق(؛تفسیرالفرات،تحقیقمحمدکاظممحمودی،تهران،انتشاراتوزارتارشاداسلامی،چاپاوّل.

کوک،مایکل) 1384 (؛امربهمعروفونهیازمنکردراندیشهاسلامی،ترجمهاحمدنمایی،مشهد،

مجلسی،محمدباقر) 1404 ق(؛بحارالأنوار،بیروت،موسسهالوفاء.

محلی،جلالالدینوسیوطی،جلالالدین) 1416 ق(؛تفسیرالجلالین،بیروت،مؤسسةالنورللمطبوعات،

مطهری،مرتضی)بیتا(؛دهگفتار،انتشاراتصدرا،چاپدوازدهم.

مفید،شیخمحمد) 1413 ق(؛المقنعه،قم،کنگرهشیخمفید،چاپاوّل.

میریآشتیانی،الهام) 1382 (؛مقدمهایبرآسیبشناسیمسائلاجتماعیدرایران،تهران،نشرفرهنگ

نوری،محدث) 1408 ق(؛مستدرکالوسائل،قم،مؤسسهآلالبیت،چاپاوّل.__

آمار بازدیدها

بازدید های امروز 456

بازدید های دیروز 527

بازدید های این هفته 1512

بازدید های این ماه 14473

مجموع بازدید ها 996216